آتش آتش!!
وقتی انسان با تمام وجود به خداوند متعال و آموزههای اسلامی ایمان داشته باشد، در صورت لغزش و منحرف کردن شیطان باز ایمانش او را از ضلالت نجات میدهد. شرط اصلی باور قلبی است؛ فقط همین. مشکل امثال من در نداشتن باور قلبی و ایمان قلبی به آموزههای اسلامی است. برای نمونه به یک حکایت توجه کرده و درباره آن بیاندیشیند.
در یکی از جنگهای زمان پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» طبق رسم همیشگی، چند نفر از جوانان مؤمن و امین، به دستور آن نبیّ گرامی، براي سرپرستي و سركشي به امور خانوادههاي رزمندگان، در مدینه مانده بودند.
يكی از آن جوانان، در روزی که همه برای جنگ رفته بودند، به درب خانهای رفت. ناگهان شيطان او را تحريك كرد و وارد خانه شد و هنگام دیدن زن جوانی که درون خانه بود، دست خود را بر بدن آن زن گذاشت. به محض پيش آمدن اين صحنه، زن فرياد زد: آتش، آتش. اين جمله آتشي شد در دل آن جوان و چنان او را سوزاند كه مرتّباً با خود ميگفت: النّار، النّار. سراسر وجود مرد جوان از شعلۀ شرمندگی میسوخت و چنان وجود وی متلاطم شد که نتوانست در مدینه بماند. لذا وظایف خود را به ديگري سپرد و در حالي كه به شدّت میگریست، از شهر خارج شد و در بیابان توبه کرد و در حقیقت به حالت توبه دست یافت.
سرانجام جنگ تمام شد و پيامبر اكر م«صلی الله علیه و آله و سلم» به مدينه مراجعت فرمودند. پس از مراجعت، فرمودند: توبۀ آن جوان پذیرفته شده است، او را به مدينه بازگردانيد. هنگام بازگشت، با اينكه جوان از قبولشدن توبهاش خشنود بود؛ اما شدت شرمندگي و اينكه چگونه با اين حال به صورت پيامبراكرم «صلی الله علیه و آله و سلم» نگاه كند، او را آزار ميداد و چهبسا كه از خدا طلب مرگ ميکرد. تا اينكه به محضر پيامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» رسيد، اتفاقاً آن حضرت سورۀ تكاثر را قرائت فرمودند. وقتي تلاوت ایشان به آیۀ شریفۀ «كَلاّ لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ اليَقينِ، لَتَرَوُنَّ الجَحيمُ» (آیه 5 و 6) رسید، ناگهان جوان آهي كشيد و صيحهاي زد و نقش بر زمين شد.
